چالش وبلاگ نوییی(قسمت سوم) کناره گیری معقولانه

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

صبح ها، در محل کار، پشت لپ تاب بی حوصله ام که می نشینم، پشت میزی آشفته با وسایل فراوان و بی ربطی که روی آن است، با کارهای بسیار زیاد و نا تمامی که دارم، حسابی حالم زار می شود. آخر این برنامه نویسی کوفتی چه بود که تقدیر من شد؟ با هر چشم بر هم زدنی، تکنولوژی غوغا می کند. آنچنان سریع رشد می کنند این فریمورک ها و کامپوننت های لعنتی که مرا زیر پای خود لگد می کنند. رییسم یکی از بهترین آدم هایی است که تا به حال دیده ام. شخصی منظم و دقیق، حرفه ای و بسیار توانمند. ولی از کار من راضی نیست و با وجود اینکه تمام تلاشم را می کنم اما نمی توانم او را راضی نگه دارم. گاهی به رویم نمی آورد اما گاهی که کاسه صبرش لبریز می شود، آنچنان تشری به آدم می زند که تبر، بر یک کنده ی درخت نمی زند. حقم دارد. دلش را خوش کرده است به من این روزها آشفته بدون آنکه بداند موقع کد نویسی دستانم می لرزد. و می ترسم از اینکه او روزی از این مسئله آگاه شود. اما او تنها کسی است که نوشته هایم را می خواند. و برای نوشته هایم ارزش قائل می شود. تک تک واژگانم را حس می کند. او می فهمد مرا اما من نمی فهمم او را. این سوال در ذهنم ایجاد شده است که چرا خوب نمیشوم. این روز ها فکر یک استعفای محترمانه، به جای اخراج غریبانه ذهنم را مشغول کرده است. بهتر نیست به جای ناراحت کردن این بزرگوار، بروم یک جایی یک خاکی بر سر بریزم تا که شاید کسی آید بهتر از من؟

+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۶ساعت 0:5 توسط احمد نهازی |

...
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 22:53

close
تبلیغات در اینترنت