هنوز در سفرم

ساخت وبلاگ
چکیده : ... با عنوان : با تو همیشه آسمان بارانیست بخوانید :
در این هوای سرد، دستان گرمت را می گیرم و با هم تمام این خیابان را یکسره راه می رویم. تو از دغدغه هایت می گویی، پراکنده و بی وقفه، من فقط گرمی دستت را حس می کنم. تو از سختی راه می گویی و من فقط به موسی هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 0:16

چکیده : ... با عنوان : من می خندیدم، به فال، به قهوه... بخوانید :
  طعم تلخی در خانه می پیچید. تو فنجان ها را پر می کردی و ما مست می کردیم با بوی قهوه. فنجان های سپیدی که سراسر سیاه می شدند. و سینی مسی زیر آن. همه را فرا می خواندی تا قهوه ای بنوشند. قهوه ای با طعم ت هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 0:16

چکیده : ... با عنوان : طوفانی که ما را زمین زد بخوانید :
جاده ای تماما خاکستری، که تمامش را هاله ای غلیظ از گرد و غبار پوشانده است. که به لحظه ملتهب تقسیم آدمی بر نمی دانم ها ختم می شود. لحظه مبهم یک مرغ ماهی خوار که با پلک بر هم زدنی، اقیانوس را کویری بی ح هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:39

چکیده : ... با عنوان : دم شما گرم بخوانید :
در یک روز آفتابی، که آسمان بی ابر بود و هوا صاف، که پرنده ها آواز سر می دادند و درختان از هوای خوش لذت می بردند، ابری معترض آمد، دستانش را بالا برد، آفتاب خاموش شد، پرنده ها پناه گرفتند، باد با سرعت ب هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:39

چکیده : ... با عنوان : وقتی که باران رفت... بخوانید :
وبلاگ وقتی کلمه که وبلاگ باران کلمه آمد، وبلاگ باران کلمه ی به بزرگی اردی بهشت، من کنار پنجره ایستاده بودم اما پنجره بسته بود. وبلاگ باران کلمه می آمد اما تمام فکر و ذکرم بیابانی به بزرگی تیر بود. ذهن پریشان و آشفته ام، مغز خسته و به بن بست رسید هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:39

چکیده : ... با عنوان : کاسه چه بنویسم چه بنویسم... بخوانید :
درد خیلی از مردمان، وبلاگ کاسه کلمه چه کنم چه کنم است که مدام در دست می گیرند. از عجز و ناتوانی در امورات مهم گرفته تا امورات خرد و جزئی. بلای خانمان سوزیست. مخصوصا آنکه درد تمام بدنت را فرا گرفته باشد و تو ندان هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:39

چکیده : ... با عنوان : پدرم، بیا تا باشیم، قوی و مستحکم... بخوانید :
بیا دردها را بگذاریم کنار، سفره جدیدی باز کنیم، کنار یکدیگر بنشینیم. از حال و هوای بارانی بگوییم. از درختان سر سبز، بیا تا آخر این بهار زیبا و پر باران، همچون درخت پر شکوفه، صورتی شویم. صورتی بمانیم. هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:39

چکیده : ... با عنوان : تا اطلاع بعدی تعطیل می باشد بخوانید :
چه خوب است در این شرایط فوق العاده، که گاهی مغز کرکره خود را پایین می کشد و برگه ای که روی آن نوشته: "تا وبلاگ اطلاع کلمه وبلاگ بعدی کلمه وبلاگ تعطیل کلمه می وبلاگ باشد کلمه " را بر روی آن می چسباند و خستگی و احساسات حرف اول را می زنند، فرصتی هم هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:39

چکیده : ... با عنوان : مرگ تدریجی رویاها و آرزوها! بخوانید :
 باران که نمی بارد، آتش هم که در این تابستان داغ، بر سرمان فرو می نشیند، دردی هم نیست که ندیده باشیم و جانی هم نیست که نکنده باشیم. تا دلت بخواهد نیش و کنایه از این زبان های سرخ شنیده ایم بی که سر سبز هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:39

چکیده : ... با عنوان : که اگر باشد... بخوانید :
نفسی عمیق می کشی و چشمانت را می بندی. نه از اشک خبری هست نه از بغض های سابق خفته در گلو. فقط کوهی از درد در درونت تلنبار شده است. دردهایی که مثل یک هیولا می بلعیشان تا کسی خاطرش ناسوده و دلش غمگین نشو هنوز در سفرم...ادامه مطلب
ما را در سایت هنوز در سفرم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:39